نه ماهگی و اولین دندون من
با سلام
امیر علی جون از اینکه خیلی وقته نتونستم وبلاگتو آپدیت کنم ازت معذرت می خوام. با این حال تو این چند وقتی که گذشت تو سرت شلوغ بود. تو این مدت چند تا عروسی رفتی. ( هم تو تبریز هم تو اردبیل) بعدشم که من رفتم به یه ماموریت کاری. اما وقتی که از ماموریت برگشتم دیدم یه دونه دندون خوشگل دراوردی. بعدشم که رفتی تولد دیناجون. اونجام خیلی بهت خوش گذشت.
وقتی هم که برگشتیم سراب خونه خودمون، دندون دومتم دراومد.
امیر علی جون با این که وارد 9 ماهگیت شدی، یه کم تنبلی می کنی و هنوز نتونستی 4 دست و پا راه بری. با این حال رو زمین که می شینی فوری دراز می کشیو یه غلت درست حسابی می زنی. ولی هر چی سعی می کنی 4 دست و پا راه بری نمیتونی. همش رو شکمت دور خودت رو زمین می چرخی. فکر کنم دیگه تا چند روز دیگه بتونی 4 دست و پا حرکت کنی.
واسه همینم هست که وقتی که روروئک خودتو که میبنی جیغ می کشیو می خوای سوارش بشی. آخه اونجوری هر جا که دلت خواست می تونی به راحتی بری.
فعلن این دو تا عکسو میذارم اینجا تا بعد.




نه ماهگی و اولین دندون من
